نقش و خیالی است، ‌که عالم خوانند .... معــنی ســـخـن، مـحقــقان می‌دانند

اشیا در آینه ، نزدیک تر از آنند که دیده می شوند

عــکــس روی تـو، چـــو در آینــه‌ی جـــام افتاد

عارف از پــــــرتو مـــی، ‌در طمــــع خـــام افتاد

این همـه عکس می و نقش مخالف که نمود

یک فروغ رخ ساقی اســت کــه در جـــام افتاد

حسن روی تـو، به یک جلـــوه که در آیینه کرد

این همـــه نقش، در آیــــینه‌ی اوهـــــام افتاد

 

حافظ

/ 2 نظر / 40 بازدید
نيما

يه سوال فني؟ حافظ چرا به مسجد نميرفت؟

[سوال] mazerat