از استاد شهريار

هر شب هجر بر آنم كه اگر وصل بجويم
همه چون ني به فغان آيم و چون چنگ بمويم
ليك مدهوش شوم چون سر زلف تو ببويم
گفته بودم چو بيايي غم دل با تو بگويم
چه بگويم كه غم از دل برود چون تو بيايي

/ 3 نظر / 16 بازدید
FARIBA

تازه وقتی که می ايی يه غم ديگه دارم..اونم اينکه دوباره بايد بری..امان از اين غم ها که تمامی ندارد..شاد باشی عزيز... يا علی

crazy man

مستيم درد منو ديگه دوا نمی کنه ..................................... غم با من زاده شده منو رها نمی کنه .

amir

داداش منتظر عزيزم و فريبای عزيز خيلی خيلی خوش اومدين ... ممنون از همراهی صميمانه تون ... آرزومند آرزوهای سبزتون : امير