شعري از " Robert Browning "


بيرون , طوفانهاست و ناشناخته ها
ما , اما , در كنار هم , در امنيت
گرم آرميده ايم .
من و ...
نه فرصت ها مي توانند عشق مرا تغيير دهند
و نه گذشت زمان مي تواند آسيبي به آن برساند
زمين با تمام هنرهايش
شعر و موسيقي و ثروتش
چگونه مي تواند پهلو زند با عشقي كه مي يابيم
و از آن خود مي سازيم ...
romance.gif

/ 4 نظر / 22 بازدید
sharaab

با سلام به دوست عزيزم امير جان خيلی زيبا نوشتی.. دستت درد نکنه. من اماندا هستم از ايران کليک. وبلاگ زيبايی داری. تبريک.

غلامرضا خسروشاهي

سلام عزيز.ممنون از اينکه به من سر زديد. سلام منو به تبريز عزيز برسونيد. ياشا

امير

آماندای عزيز خيلی ممنون از حضورت .....برادر خوبم آقای غلامرضا خسروشاهي چشم .... حضور شما هم افتخاری بود برام « شاغليک سيزين ايچين آرزولاييرام » اسمون عزيز از لطف شما هم ممنونم .. شما هم وبلاگ زيبايي دارين .....