باران مي بارد امشب دلم غم دارد امشب

0954.jpg


دلت پروانه اي در عطر باغستان شب بوهاست
همان احساس زيباي پر از كوچ پرستوهاست
تو مي رفتي از آن سمتي كه سروي پيش رويت بود
تو مي گفتي خداي بره ها و چشمه آن سوهاست
تو مي گفتي كه بايد ديد ميلاد شقايق را
و بايد رفت راهي را كه تا درياچه قوهاست
تو دانستي فضاي شهر،جاي لطافت نيست
لطافت در كبوترها در چشمان آهوهاست
تو مي گفتي براي عشق حجم بركه محدود است
كه ما قوئيم و مرگ،در امواج و هياهوهاست......

هواي تبريز كه حسابي باروني هست...مثل چشماي خودمe.gif

/ 6 نظر / 5 بازدید
بهنوش

در گذر اتفاق هاي گذري گذارم به نوشته هاي بس زيبا و پر مفهوم تو افتاد. نوشته هايي كه خود بارها و بارها خوانده ام و شنيده ام و به عمق معناي آنها ايمان دارم. خود نيز گاهي دستي بر قلم مي برم تا سكوت ممتد درون آشفته ام را فرياد كنم تا فرياد سكوت آرامش سكونم را در هم نشكند و گرنه تاريكي است و خفگي كه هر فضاي بسته اي را روزني لازم است وگرنه تاريكي است و خفگي و با وجود اين روزن است كه تاريكي به معناي ظلمت نيست و خفگي به معناي مرگ. دوست دارم انديشه هاي هم را بشنويم . اگز پذيراي سلام من هستي با حرف هاي بهاريت دل ما را بهاري كن.

FARIBA

سلام دوست عزيز..حياط ما رو روشن کردی..صفای قدمت..باران می بارد..دلم بد جوری بارون می خواد..آسمون دل منم ابری شده..هوای چشمام بد جوری ابريه..ما همه يه جورايی عاشق بارونيم..عاشق چيزی که روحمون رو صفا بده..شاد باشی..دلت بارونی باشه..ولی نه غمگين..يا علی

ميثاق

سلام همشهری... دلم برای بارونای تبريز تنگ شده... الحق که راست گفتن: عشق را زير باران بايد جست !!! موفق و سربلند باشی.. اميدوارم زودتر به چيزی که صلاحت هست برسی آقا امير... يا حق

امير

دوستان مهربان « ميثاق » « فريبا » و « بهنوش » عزيز سلام . از اينکه لطف کردين و به اين وبلاگ تشريف آوردين و نظر دادين صميمانه سپاسگزارم ......دلهاتون هميشه سبز و بهاری باشه ...

sepid

سلام امير واقعا که زيبا بود . خسته نباشی .من که خيلی خوشم اومد.

خودم

سپيد جان واقعا ممنونم از لطفی که داری ... واقعا ممنونم