شعري از سيد محمود توحيدي :


من سينه ماتم زده دارم تو نداري
در سينه دلي غمزده دارم تو نداري
با ديده خونبار و دل شعله نشينم
آتشكده اي غم زده دارم تو نداري
من خار كن دشت بلايم ، ز دو عالم
يك سفره حاتم زده دارم تو نداري
در مسلك پروانه به جز شعله هدف نيست
آئين جهنم زده دارم تو نداري
بر بغض ترك خورده خود ، داغ نهادم
يك زخمي مرهم زده دارم تو نـداري
از تجــــربه ريز و درشت غــم ايام
صد دفتر بر هم زده دارم تو نداري
با ياد رخـش در خـم اين دخمه خاكي
يك جنـت آدم زده دارم تو نداري
چون سرو مقيم در خلوتگه اويم
اما كمري خم زده دارم تو نداري
سر خط قضايم همه با اشك عجين است
گـــلـــواژه شبنم زده دارم تو نداري
ارفع همه سرمايه عالم ز تو ، من هم
يك دل ز دو عالم زده دارم تو نـداري

/ 8 نظر / 7 بازدید
ميخك سفيد

سلام .. مثل هميشه عالي بود...اميدوارم هميشه و هر جا كه هستي شاد و موفق باشي راستي ايران كليك ديگه درست نميشه؟؟؟؟؟؟؟؟

mehdi1361

سلام امير جان حالت چه طوره وبلاگ زيبای و پر از شعر های قشنگ توش هستش ادم لذت می بره اميدوارم توی زندگيت موفق باشی

tak parastoo

امير عزيز وبلاگ خوبی داری. شعرهايی هم که انتخاب کردی واقعا زيبا بودن (مثل هميشه). موفق باشی و پيروز...........پرستو

mardomazar

ادامه بده امير وبلاگت قشنگه

هستی (شکيبا)

امير جان اشعار زيبايی را برای وبلاگت انتخاب ميکني هميشه و در همه جا شاد و موفق باشی

خــــــــــــــــــــــــــــودم

سلام به همه دوستای خوبم .... از حضور تک تکتون ممنونم

Mohammad20

سلام امير جان خوبين؟ راستشو بخواين وبلاگتون خيلی جالبه اميدوارم روز به روز پيشرفتتون بيشتر بشه و به کارتون ادامه بدين حتما موفق ميشين

خودم

ممنونم آقا محمد عزيز .... منم اميدوارم باز ببينمتون