امیدوارم فکرم و قلمم اسیر نشوند ...

باز انگاری خیلی وقت شد آپدیت نکردم نمیدونم چرا...نمیشه گفت تنبلی اما روزهای عجیب و اتفاقات غریب

انتخابات نزدیک هست و تهدیدهائی که میشم و بعید نیست sms ها و مکالمات و شایدم فعالیتهای اینترنتیم تحت کنترل باشه ...نمیدونم...پس باید هر چیزی ننویسم هر چیزی نگم و آماده باشم برای هر اتفاقی

اما مولای من حضرت امام حسین علیه السلام هست که یادم داده شهادت با عزت برتر از زندگی زیر ذلت هست

روزهای تاسوعا و عاشورا در محل سینما قدس تبریز سومین همایش هنرمندان تجسمی تبریز با حضور بیش از ۳۶۰ گروه هنرمند رشته های گرافیک نقاشی حجم خوشنویسی و ... برپا بود

منم که برای تماشا رفته بودم مستند عکاسی کوچیکی از کار تهیه کردم که انشاالله در همین وبلاگ قسمتی از اون رو بزودی قرار خواهم داد اگر عمری باشه

باز از وبلاگ آپاچی بزرگ این متن رو کش میرم:

مینویسم چون " فقط میترسم که فردا بمیرم و هنوز خودم را نشناخته باشم- زیرا در طی تجربیات زندگی باین مطلب برخوردم که چه ورطهء هولناکی میان من و دیگران وجود دارد و فهمیدم که تا ممکن است باید خاموش شد، تا ممکن است بايد افکار خودم را برای خودم نگهدارم و اگر حالا تصمیم گرفتم که بنویسم ، فقط برای اینست که خودم را به سایه ام معرفی کنم - سایه ای که روی ديوار خميده و مثل اين است که هرچه می نویسم با اشتهای هر چه تمامتر می بلعد -برای اوست که می خواهم آزمايشی بکنم: ببینم شايد بتوانیم یکدیگر را بهتر بشناسيم "


«
هدایت »

 

/ 0 نظر / 18 بازدید