هم اينک آغاز کرده ام...

امیر میل اوبرون کلوب

مشكلي نيست كه عشق ناتوان از غلبه بر آن باشد
دردي نيست كه عشق ناتوان از گشودن آن باشد
رودي نيست كه عشق ناتوان از برپايي پل بر آن باشد
ديواري نيست كه عشق ناتوان از فرو ريختن آن باشد
گناهي نيست كه عشق ناتوان از شستن آن باشد
مهم نيست كه غم تا كجا ريشه دوانده باشد
تا كجا افق تيره و تار مي نمايد
گره زندگي تا كجا كور است و بهم پيچيده
اشتباه تا كجا مي نمايد
درك كافي از عشق نوشداروي تمام اينهاست
اگر بتواني چنان كه بايد عشق بورزي
شادترين و تواناترين موجود در جهان خواهي بود .

نوشته شده در ۱۳۸٢/۱/۱۸ساعت ٤:٠٧ ‎ق.ظ توسط amir _ نظرات () |

Design By : Mihantheme