هم اينک آغاز کرده ام...

امیر میل اوبرون کلوب

ای کاش قفل سخت سکوت تو میشکست

یا در نگاه سرد تو خورشید می نشست

من موج خسته بودم و تو ساحلم شدی

با یک نگاه ساکن شهر دلم شدی

اکنون ولی به ساحل باور رسیده ام

دیگر گذشت فصل و به آخر رسیده ام

آری کویر تشنه به باران نمی رسد

این قصه تا ابد به پایان نمی رسد...!!؟

 

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/٦ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ توسط amir _ نظرات () |

Design By : Mihantheme