هم اينک آغاز کرده ام...

امیر میل اوبرون کلوب

شعری برای باران سروده ام
شعری برای دردهای بی کران قطره ها
که در نی نی اشک چشمانم متولد میشوند
و در راستای خطی، آرام
بر روی گونه هایم جاری می شوند!
باران را میبویم
بویی نمیدهدولی دستانش بسیار مهربانند
زیرا مرا به یاد تو سوق میدهند
میلی برای رسیدن به تو
خدای خوب من!
در نگاه چشمانم
صدایی فریاد میزند که
که آمده ام تا بمانم برای تو
و اشکها به یاری من می آیندو
یاری دستانم است که بی هیچ چشمداشتی
به سویتو دراز شده اند
آری من تو را میخواهم
تو را
خدای مهربانم را!
مرا ببخش!

دیروز روز زبان مادری بود.از صدای آمریکا بعید بود.برنامه میزگردی با شما صدای آمریکا با موضوع زبان مادری بود و دو مهمان برنامه آقای علی پیمانی یک تبریزی ساکن آمریکا که واقعا آدم مزخرفیه و خانم فاخته زمانی ساکن ونکوور کانادا

خانم فاخته زمانی دیشب سنگ تموم گذاشت و با تمام وجود و با وجود سنگ اندازی مجری برنامه علی پیمانی به دفاع از حقوق ملی میلیونها تورک ایران که از اولیه ترین حقوق بشری خودشون که یادگیری زبان مادری هست محرومند پرداخت

مسلما هم من و هم همه ملت آذربایجان سپاسگزار خانم فاخته زمانی خواهند بود

نوشته شده در ۱۳۸٧/۱٢/۳ساعت ۸:٥٢ ‎ب.ظ توسط amir _ نظرات () |

Design By : Mihantheme