هم اينک آغاز کرده ام...

امیر میل اوبرون کلوب

..

شهریار و فریدون مشیری


 

  بقول مولوی شاعر بزرگ ملت تورک:

چون غرض آمد هنر پوشیده شد

صد حجاب از دل به روی دیده شد

 
این ۵۸امین پست این وبلاگ هست این وبلاگ از آغاز پیدایش تاکنون و این لیست کلماتی هست که بواسطه جستجو سایتهای جستجوگر باعث ورود بینندگان به وبلاگ من شدند

کلمات کلیدی جستجو شده
151 جستجو  sher
22 جستجو  حسرت
19 جستجو  فيلتر شکن
7 جستجو  شعر دوست
6 جستجو  حضرت مهدی
5 جستجو  دور زدن فيلتر
5 جستجو  فيلتر
4 جستجو  اشعار شهریار
4 جستجو  اشعار مادرانه
4 جستجو  احمد کایا
3 جستجو  در قلب منی
3 جستجو  شعر برای روز معلم
3 جستجو  نگاهت
3 جستجو  اشعار استاد شهریار
3 جستجو  امشب ای ماه به درد دل من تسکینی
2 جستجو  amirmail
2 جستجو  فالب وبلاگ
2 جستجو  عشق سكوت حسرت انتظار
2 جستجو  بهونه فیلتر
2 جستجو  قانون جنگل رو زير پا گذاشتي
2 جستجو  يادم باشد
2 جستجو  ديگه کابوس زمستون نمي بيني
2 جستجو  شهریار شاعر تبریزی در سال
2 جستجو  استاد شهریار
2 جستجو  دکتر پدیده
2 جستجو  عکس در مورد حضرت مهدی
2 جستجو  شهریار اشعار حضرت مهدی
2 جستجو  دیوان ترکی شهریار
2 جستجو  شعر در وصف تبريز
2 جستجو  دکتر علی اصغر شعر دوست
2 جستجو  اشعار شاعر اهل بیت اقای لطفی
2 جستجو  یاکاموز کایا
1 جستجو  هديه
1 جستجو  amir
1 جستجو  فالب برای وبلاگ
1 جستجو  persian sher
1 جستجو  قالب هاي زيبا وبلاگ
1 جستجو  بهشت برین
1 جستجو  زهرا امیر ابراهیمی
1 جستجو  معنی ترانه yakamoz
خوب مفهوم این موضوع نگاه این وبلاگ به مقوله شعر رو هم می رسونه.این روزها از شبکه دوم سیما شبهای جمعه سریال شهریار به کارگردانی کمال تبریزی کارگردان نام آشنای تبریزی در حال پخش هست و من لازم میدونم مطالبی و نقدهائی بر این سریال مزخرف که بودجه ای که برای ساخت آن هزینه شده برابر با بودجه فیلم Troy هست !!!!! بله باور نکردنی است ولی حقیقت است.مطمئنم که این فیلم عظیم تاریخی رو دیدین و حالا خودتون مقایسه کنین
دستانی مزدورانه پس از نابودی بناهای تاریخی ملت تورک آذربایجان حالا در تلاش برای نابود کردن شخصیتهای ملی و فرهنگی ملت تورک رو دارند و نژادپرستی حاکمیت تهران تا ابد ادامه خواهد داشت
در پستهای قبلی خودم خاطرات ده سال پیشم رو از کنگره نودمین سالگرد استاد شهریار در تبریز نوشتم
اما امسال ننگ و افسوس بود اگر از صدمین سالگرد تولد استاد شهریار می نوشتم
نکته ای کوچک رو میگم و ازش رد میشم
در مراسم صدمین سالگرد تولد استاد شهریار در تبریز افرادی را از کشور تاجیکستان دعوت کرده بودند که بهشون استاد و پروفسور فلانی و بهمانی میگفتند...
یکی از این مثلا مفت خورهای استاد تاجیک نزد آقای دکتر ... (اسم نمی برم )میاد و می پرسه :
-شهریار یک آدم خوبی بود ؟
دکتر ... که آدم شوخ طبعی هستند و از سوال احمقانه آن پروفسور تاجیک عمق فاجعه را پی می برند پاسخ میدهند بله ایشان آدم بسیار بسیار خوبی بودند
آن پروفسور تاجیک که هیچ شناختی از شهریار ندارد می پرسد زمینه علمی ایشان چست؟
دکتر پاسخ می دهد فیزیک !!!!
تاجیک کمی فکر میکند و می پرسد من چیزهایی در مورد کوانتوم مطالعه کرده ام !!! زمینه مطالعاتی ایشان چه بوده است؟!!!
آقای دکتر می گوید : فوتون !!! بر روی فوتونهای تحقیق کرده اند
اندیشمند برجسته تاملی میکند و پس از مکثی با حالتی حق بجانب و متفکرانه می گوید آهان فهمیدم فوتون بله ایشان واقعا اندیشمند و فیزیکدان برجسته ای هستند !!!
این که گفتم طنز نبود
فیلمنامه ای هم برای مستر بین نبود
یک حقیقت بود
تلخ تلخ تلخ
واقعیت سریال شهریار فراتر از این هست

این سریال فاقد یک تحقیق مستحکم و مناسب بوده و ساختار اون مغرضانه و بیخردانه هست که یک نویسنده نادان موضوع سریال رو عذاب میده

anachronism در این سریال در حد اعلای خودش وجود داره و شخصیتهای سریال و تاریخ وقوع رخدادها هرگز درست نیست

یک فیلم بر اساس زندگی یک شخص باید روایتگر درستی از تاریخ زندگی اون شخص هم باشه

طاعت از بهر عمل مزدوری است

واقعیت این هست که این سریال توسط مزدوران ساخته شده که کارشون حیف و میل بودجه گزاف و سنگین اختصاص یافته به این سریال هست


تنها کتاب واقعی که بر اساس زندگی شهریار در ایران نوشته شده کتاب « در خلوت شهریار » نوشته بیوک نواندیش از دوستان نزدیک استاد شهریار هست.این کتاب در سال ۱۳۷۴-۷۵ با مجوز وزرات فرهنگ و ارشاد اسلامی وقت به زیر چاپ رفت.جلد اول اون با تیراژ۳۰۰۰ نسخه چاپ شد (تیراژ کتاب در ایران هم جزو ننگین ترین ابعاد فرهنگی ملت ایران هست در کشور جمهوری آذربایجان با حدود ۷ میلیون نفر جمعیت تیراژ کتاب معمولا پنجاه هزار نسخه به بالا و حتی اعداد ۶ رقمی هست و متاسفانه در ایران با ۷۰ میلیون نفر ...در دوره رفسنجانی ۵۵۰۰ نسخه در دوره خاتمی۴۳۰۰ نسخه و در دوره فعلی آماری ندارم)اما این کتاب با وجود داشتن مجوز قدغن شد و در چاپخانه کتاب های آماده شده را قیچی کردند...

در دوره آقای خاتمی این کتاب مجددا مجوز چاپ گرفت و هر سه جلد اون به چاپ رسید

در دوره فعلی هم این کتاب جزو کتب ممنوعه است ....

از جمله اشکالات عمده این سریال استفاده نامناسب از زبان تورکی است.چه اشکالی داشت این سریال به زبان تورکی با زیر نویس فارسی تهیه می شد و یا لااقل از دوزبانه بودن سریال درست استفاده می شد مثل فیلم زیبای با گرگها می رقصند.

شهریار خود می گوید در زمان انقلاب مشروطه تبریز دو سال داشته و ستارخان اون رو به آغوش می گیرد و برایش دعای خیر می کند حال آنکه در این فیلم شهریار هنوز به دنیا نیامده و ستارخان همچون دزدی با ویران کردن دیوار وارد خانه پدری شهریار می شود...

کساني که شهر تبريز را ديده اند و مي شناسند براحتي مي توانند با توجه به بناهاي قديمي بازمانده از آن دوران مثل خانه مشروطه و بازار تبريز و بافت قديمي شهر که هنوز پابرجاست تفاوت تبريز با آنچه که در سريال نشان داده شده است را بفهمند. تبريز به خاطر اقليم و سابقه شهري داراي بافتي سنگي يا از آجر بهمني (آجر قرمز رنگ) مي باشد در حالي که در اين سريال بافتي کاهگلي مشاهده مي شود که بيشتر شبيه شهرهاي کويري جنوب و مرکز ايران است. نگاه به سوابق تبريز نشان مي دهد که تبريز هيچگاه چنين بافتي نداشته و نمي توانسته داشته باشد

نوع پوشش و لباس مردم آذربایجان دروغ و تحریف دیگر این سریال بی شرمانه هست.لباس سنتی آذربایجان شکل و شمایل منحصر به فردی داشته که با سایر نقاط ایران تفاوت فاحش و اساسی داشت.حتی زحمت نکشیده اند در مورد لباسهای قزاقها در طول دوره های حکومتی رضا خان و قاجار نیز تحقیق کنند

اما مهمترین نکته که در این سریال رعایت نشده، امانتداری در مورد مشروطیت به عنوان بخشی مهم از تاریخ ایران است. در این سریال مردم تبریز دچار یاس نشسته بر گذرها، بیتفاوت و ناآگاه نشان داده می شوند. نمی دانم چه بگویم. سازندگان این سریال بیشک به روح تمام آن مردم عادی که شجاعت و از خودگذشتگی قهرمانها را از خود نشان دادند، خیانت کرده اند.

 برای اثبات عدم مطابقت سریال با واقعیت، تنها تفاوت فاحش و مسخره چهره ستارخان نشان داده شده در سریال با صورت گرد و موهای فرفری و سبیل تابیده و کلاه کوتاه بختیاری و هیکل فربه، با ستارخان حقیقی (که عکس وی را همگی دیده ایم) با صورت کشیده، موی خیلی کوتاه، سبیل رو به پایین و پاپاق (کلاه  آذربایجانی) و لباسی که کاملا قالب هیکل برازنده اوست، کافی است.
نمونه دیگر در تحریف مشروطه، دیالوگی است که به  ترکی و با زیر نویس فارسی پخش شد. مضمون آن چنین بود که زنی در تبریز شوهرش را از رفتن به نبرد بازمی داشت و مرد برای راضی کردن او توضیح میداد که اتفاقی نمی افتد و «اگر نروم می گویند بی غیرت است».منظور چیست؟
چگونه در این سریال چنین صحنه ای را می بینیم درحالی که مطالعه تاریخ مشروطه و اسناد باقی مانده نشان می دهد زنان زیادی به صورت مستقیم در جنگ شرکت داشته اند. بعنوان مثال می توان به زینب پاشا را نام برد. حتی سربازی که پس از مجروح شدن معلوم شده بود زن است.
علاوه بر آنها سایر زنان بصورت غیر مستقیم با تحمل سختی ها ناشی از جنگ و قحطی و گرداندن خانواده بدون همسر (که به جنگ رفته بود) و حمایت و تشجیع همسران برادران و پسران خود، به صورت فعالی در مبارزه شرکت داشتند.
نکته دیگر این است که مردم تبریز در آن دوره آگاهانه و از روی آزادیخواهی مبارزه میکردند نه به خاطر ترس از حرف مردم. اصولا چگونه ممکن است با انگیزه ترس از حرف مردم چنان حماسه هایی آفرید؟ حتی چطور ممکن است که با چنین دلایلی حرکتی شروع شود؟  با این جمله شعور، آگاهی، آزادیخواهی، ظلم ستیزی و غیرت مردم آذربایجان زیر سوال رفته و دلیل واهی ترس از حرف مردم منشا مبارزات ملت آذربایجان معرفی شده است. 6) در قسمت آخری که از این سریال پخش شد، صحنه ای است که در خشگناب (محل تولد استاد شهریار) عده ای گرد هم به شاهنامه خوانی می پردازند. آیا هیچ غرض ورزی ای از این آشکارتر می شد؟ که حتی مردم فارس زبان خراسان و شیراز نیز در آن دوره این کار را نمی کردند چه رسد به مردم ترک زبان آذربایجان که قبل از دوران رضا خان حتی مجبور به یادگیری زبان فارسی هم نبوده اند.  نکته جالب دیگر این است که در مراسم شاهنامه خوانی عده ای از حاضران از خواندن شاهنامه احساساتی می شوند و به گریه می پردازند. واقعا کارگردان و فیلمنامه نویس سریال باید توضیح دهند که این صحنه ها را از کجای تاریخ استخراج کرده اند؟
آیا غیر از این بود که حتی زنان تبریز به رهبری زینب پاشا دوشادوش مردان با قوای متجاوز و وحشی تهران نبرد کرد ؟

نوشته شده در ۱۳۸٦/۱۱/٥ساعت ٢:٢٧ ‎ب.ظ توسط amir _ نظرات () |

Design By : Mihantheme