هم اينک آغاز کرده ام...

امیر میل اوبرون کلوب

نادر


برادر زيبايم.برادر مهربونم


مهربونيت بين همه زبانزد بود


زيبائي و خوش هيکليت افتخار همه فاميل


نادرم


برادرم


تو چرا


اوني که از زندگي خسته شده بود منم.اوني که از آدمکهاي دنيا دلش شکسته بود منم


منم خسته منم دلشکسته منم تنها آخه تو چرا


نوبت مرگ من بود


همه دلخوشيم اين بود فرزند بزرگ خونه منم.داغ خواهر برادر نمي بينم


از خدا مي خواستم مرگ من زودتر از همه باشه


اما خدا تو رو گلچين کرد


اونم تو 20 سالگي


نادر


نادر


نادر


گله دارم ازت تنهام گذاشتي


وقتي ابوالفضل العباس رفت حسين عليه السلام داد زد کمرم شکست


نادر کمرم شکست


نادر نيازت داشتم


نادر


ميدونم داداش خوبي برات نبودم.يک سير حرف دل باهات صحبت نکردم


تو روياهام هميشه تو رو پشتيبان خودم ميديدم


من بدون تو چيکار کنم


مادرم ... پدرم ... خواهر و برادرام ...


پناه هق هق ام نيست


شونه براي گريه هام نيست


تنهام ...


نادر سلام ما رو هم به خدا برسون


بگو امير از همه بيشتر براي رسيدن به تو دلش تنگ شده


خوابيدي بدون لالائي و قصه !

بگير آسوده بخواب بي درد و غصه !

ديگه کابوس زمستون نمي بيني !

توي خواب گلاي حسرت نمي چيني !

ديگه خورشيد چهره تو نمي سوزونه !

جاي انگشتاي باد روش نمي مونه !

ديگه بيدار نمي شي با نگروني

يا با ترديد که بري يا که بموني !


رفتي و آدمکا رو جا گذاشتي

،قانون جنگل و زير پا گذاشتي

اينجا قهرن آدما با مهربوني

تو ،تو جنگل نمي تونستي بموني !


دلتو بردي با خود يه جاي ديگه

اونجا که خدا برات لالائي ميگه !

ميدونم مي بينمت يه روز دوباره

توي دنيايي که آدمک نداره !

نوشته شده در ۱۳۸٥/۱٠/۱٢ساعت ۸:٠٩ ‎ب.ظ توسط amir _ نظرات () |

Design By : Mihantheme