هم اينک آغاز کرده ام...

امیر میل اوبرون کلوب

هزار جهد بكردم كه يار من باشي
مراد بخش دل بي قرار من باشي
چراغ ديده شب زنده دار من گردي
انيس خاطر اميدوار من باشي
چو خسروان ملاحت به بندگي نازند
تو در ميانه خداوندگار من باشي
از آن عقيق كه خونين دلم ز عشوه او
اگر كنم گله اي غمگسار من باشي
در آن چمن كه بتان دست عاشقان گيرند
گرت ز دست بر آيد نگار من باشي
شبي به كلبه احزان عاشقان آيي
دمي انيس دل سوگوار من باشي
شود غزاله خورشيد صيد لاغر من
گر آهويي چو تو يكدم شكار من باشي
سه بوسه كز دو لبت كرده اي وظيفه من
اگر ادا نكني قرض دار من باشي
من اين مراد ببينم بخود كه نيمشبي
بجاي اشك روان در كنارمن باشي
من ار چه حافظ شهرم جوي نمي ارزم
مگر تو از كرم خويش يار من باشي
نوشته شده در ۱۳۸۳/٦/٢٢ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ توسط amir _ نظرات () |

Design By : Mihantheme