هم اينک آغاز کرده ام...

امیر میل اوبرون کلوب

به تو مي انديشم
به تو اي مظهر ناز
به تو اي نازترين
به تو كز حال دلم بي خبري

به تو كز گريه من ميخندي
به نگون بختي خود
به شب تار خود و وعده تو

به همان شب كه به من ميگفتي:
عهد و پيمان ميان من و تو
همچنين روح مسيح
ره بسوي ابديت دارد

پس كجا رفت؟ چه شد؟
چه شد آن قصه عشق؟
چه شد آن شور نگاه؟

راستي واي بر من
كه پس از اينهمه رنج
باز هم اي گل زيبا
به تو مي انديشم

نوشته شده در ۱۳۸۱/۱٢/٢٢ساعت ۱:٢۱ ‎ق.ظ توسط amir _ نظرات () |

Design By : Mihantheme