هم اينک آغاز کرده ام...

امیر میل اوبرون کلوب


من سينه ماتم زده دارم تو نداري
در سينه دلي غمزده دارم تو نداري
با ديده خونبار و دل شعله نشينم
آتشكده اي غم زده دارم تو نداري
من خار كن دشت بلايم ، ز دو عالم
يك سفره حاتم زده دارم تو نداري
در مسلك پروانه به جز شعله هدف نيست
آئين جهنم زده دارم تو نداري
بر بغض ترك خورده خود ، داغ نهادم
يك زخمي مرهم زده دارم تو نـداري
از تجــــربه ريز و درشت غــم ايام
صد دفتر بر هم زده دارم تو نداري
با ياد رخـش در خـم اين دخمه خاكي
يك جنـت آدم زده دارم تو نداري
چون سرو مقيم در خلوتگه اويم
اما كمري خم زده دارم تو نداري
سر خط قضايم همه با اشك عجين است
گـــلـــواژه شبنم زده دارم تو نداري
ارفع همه سرمايه عالم ز تو ، من هم
يك دل ز دو عالم زده دارم تو نـداري

نوشته شده در ۱۳۸٢/٥/٤ساعت ۱٢:۳٥ ‎ب.ظ توسط amir _ نظرات () |

Design By : Mihantheme