هم اينک آغاز کرده ام...

امیر میل اوبرون کلوب

نميدونم چی شده

اين چند روزه همش اين ترانه ترکی رو زمزمه ميکنم

اسم خوانندش يادم نيست

فقط چند بيت اولش با اين مضمون يادمه

امشب ميميرم

هيچ کس نمی تواند جلودار من باشد

تو نيز نميتوانی جلو مرا بگيری

ستارگان هم نمی توانند

همچون قطره اشکی از چشمانت فرو می افتم

چشمانت نيز نمی توانند مرا بگيرند

 

نوشته شده در ۱۳۸۳/۱/٢۸ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ توسط amir _ نظرات () |

تنها ميخواهم تو را داشته باشم ، تو را با تمام بوي ياسي كه چشمهايت ميدادند، دلم براي لحظه اي كه از تو ميخواستم عينكت را برداري و پر شدن فضا از رنگ پاكي دلت تنگ شده ...


صبر كن عشـــق زمينگير شود بعد برو
يا دل از ديدن تـــو سير شود بعد بــــرو

يك نفر حسرت لبـــــخند تـــو را ميبارد
خنده كن عشق نمك گير شود بعد برو

نوشته شده در ۱۳۸۳/۱/٩ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ توسط amir _ نظرات () |

خدايا

يا مقلب القلوب و الابصار
يا مدبر اليل و النهار
يا محول الحول و الاحوال
حول حالنا الي احسن الحال

سلام به همه دوستاي خوبم
عيد همگي مبارك

آي دي ياهوي من هم sarmad_tabriz هك شده
آي دي جديد من amir_iranclick خواهد بود

اما

ديگه نميدونم چی بنويسم

خجالت می کشم ... از خودم از همه از دلم

از چشمای هميشه گريونم خجالت می کشم

از دستای لرزونم خجالت می کشم

از دل شکسته ام ...

از پاهای به زانو فتاده ام ...

از ...

خجالت می کشم

بدترين عيد و بهار زندگيم

بهار که چی بگم ... بدترين زمستون سرد دلم شروع شده

بهار فصل زيبای اومدن پرستوها ... شد فصل رها شدن من بال شکسته و پرواز ....

چی بگم

اگه از عشق بگم قبولم نداری ... ميگی قانع نشدی

اگه حسرتم رو بگم ميگی توقعت زياديه ! ... چه خوب بودی وقتی ساکت بودی

اگه از دلم بگم ... ميگی گلايه هات رو دوست ندارم بشنوم . . .

خدايا من طاقت ندارم

نميدونم چيکار کنم

اسير آن نگاهت شد دل من

چو يوسف غرق چاهت شد دل من

تو دوری را به ديدارم گزيدی

شهيد قبله گاهت شد دل من
 

 

نوشته شده در ۱۳۸۳/۱/٢ساعت ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ توسط amir _ نظرات () |

Design By : Mihantheme