هم اينک آغاز کرده ام...

امیر میل اوبرون کلوب

 

اي تو با روح من از روز ازل يارترين
كودك شعر مرا مهر تو غمخوارترين
گر يكي هست سزاوار پرستش به خدا
تو سزاوارتريني تو سزاوارترين
عطر نام تو كه در پردة جان پيچيده است
سينه را ساخته از ياد تو سرشار ترين
اي تو روشنگر ايام مه آلودة عمر
بي تماشاي تو ، روز و شب من تارترين
در گذركاه نگاه تو گرفتارانند
من به سرپنجة مهر تو گرفتارترين
مي توان با دل تو حرف غمي گفت و شنيد
گر بود چون دل من راز نگهدارترين
نوشته شده در ۱۳۸٢/۱۱/٢٤ساعت ۸:٠۸ ‎ب.ظ توسط amir _ نظرات () |

تنها تو مي داني دلم سرشار تنهائي ست
چشم هاي خسته ام غمبار و باراني ست
تنها تو مي داني سكوتم پر زفرياد است
اندوهگين و خسته ام اما لبم شاد است
تنها تو مي داني چقدر غمگين و تنهايم
ماه و ستاره گشته است همدرد شب هايم
وقتي نباشي بي قرار و خسته مي مانم
هر دل خوشي را بي تو از آينه مي دانم
من خوب مي دانم دلم بي تو زمستاني ست
تنها پناهم اشك هاي سرد و باراني ست
من خوب مي دانم تنفس بي تو دشوار است
غم با وجود تو سرش همواره بر دار است
با من بمان اي خوب من اي ماه شب هايم
من با حضور سبز تو از عشق سرشارم



نوشته شده در ۱۳۸٢/۱۱/۱۱ساعت ٢:٠۳ ‎ب.ظ توسط amir _ نظرات () |

Design By : Mihantheme